نقش دوگانه زنان در مدیریت بحران : از میدانی تا اجتماعی

«زنان، با وجود چالش‌های مضاعف در بحران‌ها، نقشی حیاتی در مدیریت میدانی و اجتماعی ایفا می‌کنند که اغلب نادیده گرفته می‌شود؛ درک این نقش برای تاب‌آوری جامعه و استحکام خانواده ضروری است.»
بررسی عمقی نقش زنان در مدیریت بحران‌های میدانی (مانند امدادرسانی و حفظ بقا) و اجتماعی (مانند حفظ انسجام خانواده و جامعه) نشان می‌دهد که غفلت از توانمندی‌های آنان، مانعی جدی بر سر راه توسعه پایدار و امنیت محسوب می‌شود.

تحلیل نقش زنان در لایه‌های مختلف مدیریت بحران، از خط مقدم جبهه‌های یاری‌رسانی تا ترمیم بافت اجتماعی و خانوادگی، اهمیت استراتژیک حضور و مشارکت آنان را برجسته می‌سازد و علل ریشه‌ای این اهمیت را در ساختارهای فرهنگی و اجتماعی جامعه آشکار می‌کند.

درباره نقش زنان در مدیریت بحران، به خصوص در شرایط جنگ، میشه به نکات زیر اشاره کرد:

تاب‌آوری و انعطاف‌پذیری: زنان اغلب در خط مقدم حفظ خانواده و جامعه در بحران‌ها قرار دارند و توانایی بالایی در سازگاری با شرایط سخت و پیدا کردن راه‌حل‌های خلاقانه نشان می‌دهند.
شبکه‌سازی اجتماعی: بسیاری از زنان شبکه‌های ارتباطی قوی در جوامع خود دارند که این شبکه در زمان بحران برای اطلاع‌رسانی، جمع‌آوری منابع و کمک به نیازمندان بسیار ارزشمند است.
مراقبت و حمایت روانی: زنان نقش کلیدی در حمایت عاطفی و روانی اعضای خانواده و جامعه در دوران بحران ایفا می‌کنند.
مدیریت منابع محدود: با توجه به کمبود منابع در زمان بحران، زنان اغلب در مدیریت و توزیع عادلانه این منابع نقش مهمی دارند.
مشارکت در تصمیم‌گیری: در حالی که ممکن است حضور زنان در سطوح بالای تصمیم‌گیری همیشه پررنگ نباشد، اما مشارکت آن‌ها در تصمیم‌گیری‌های محلی و میدانی برای موفقیت عملیات امداد و نجات حیاتی است.
تجربیات منحصر به فرد: زنان به دلیل تجربیات خاص خود، مانند بارداری، مادری، و مواجهه با خشونت جنسی در جنگ، نیازهای متفاوتی دارند که در مدیریت بحران باید به آن‌ها توجه ویژه شود.

نقش در بازسازی: پس از پایان درگیری‌ها، زنان نقش مهمی در فرآیندهای بازسازی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جوامع ایفا می‌کنند.

«زنان، در پهنهٔ پرمخاطرهٔ بحران‌ها، به‌ویژه در متنِ درگیری‌های مسلحانه، نقشی چندوجهی، حیاتی و استراتژیک را در سطوح عملیاتی (میدانی) و راهبردی (اجتماعی) ایفا می‌کنند. این نقش، که غالباً تحت‌الشعاع کلیشه‌های جنسیتی و تبعیض‌های ساختاری قرار گرفته، شامل مدیریتِ مستقیمِ پیامدهای بحران، از جمله تأمینِ نیازهای اولیه، ارائهٔ مراقبت‌های بهداشتی و روانی، و حفظِ بنیان‌های زیستِ انسانی در مناطق آسیب‌دیده است. زنان با اتکا به سرمایه‌هایِ اجتماعی و فرهنگیِ خود، در خطوطِ مقدمِ امدادرسانی، حفظِ بقا، و حتی میانجیگری‌هایِ غیررسمی نقش ایفا می‌کنند.

در سطح اجتماعی، زنان به‌عنوان ستون‌های اصلیِ تاب‌آوریِ خانواده و جامعه عمل کرده، با ترمیمِ گسست‌هایِ هویتی و فرهنگی ناشی از بحران، به حفظِ انسجامِ اجتماعی و انتقالِ ارزش‌ها به نسل‌های آتی کمک شایانی می‌نمایند. آنان با ایفایِ کارکردهایِ کلیدی در حوزهٔ خانواده (از جمله تأمینِ امنیتِ عاطفی و نگهداری از کودکان و سالمندان) و جامعه (حفظِ حافظهٔ جمعی، تقویتِ همبستگیِ اجتماعی، و مقاومتِ مدنی)، به استحکامِ بنیان‌هایِ جامعهٔ در معرضِ تهدید یاری می‌رسانند.

درکِ عمیق و نظام‌مندِ این مشارکت‌ها، که ریشه در تجارب زیسته و دانش بومی زنان دارد، برای تدوینِ استراتژی‌هایِ مؤثرِ مدیریتِ بحران، ارتقاءِ سطحِ آمادگیِ جوامع، و دستیابی به عدالتِ جنسیتی در فرایندهایِ بازسازی و توسعهٔ پایدار، امری ضروری و گریزناپذیر است. نادیده گرفتنِ این نقش‌ها، نه تنها منجر به ناکارآمدیِ سازوکارهایِ مدیریتِ بحران می‌شود، بلکه شکاف‌هایِ جنسیتیِ موجود را تعمیق بخشیده و مانع از تحققِ صلحِ پایدار و عادلانه می‌گردد. لذا، بازشناختِ این توانمندی‌ها و ادغامِ آن‌ها در سیاست‌گذاری‌هایِ کلانِ مرتبط با بحران، امری بنیادین برایِ جامعه‌شناسیِ جنسیت و مطالعاتِ صلح است.»

گردآورنده : نازنین شرافتی

اشتراک گذاری:

zananeshaghel

عضویت در خبرنامه

درخبرنامه ما عضو شوید

جهان‌آگاه یعنی همین لحظه تصمیم بگیری
خبرنامه‌ی «زنان شاغل» پل تو به زندگی مدرن، امنیت و توانمندی است
سه زبان، هزاران ایده، یک خانواده‌ی بزرگ
امروز عضو شو، فردا بساز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *