تابآوری، حقوق قانونی و سلامت روان
چکیده
این مقاله به بررسی راهبردهای زیسته زنان خاورمیانه برای زیستن در شرایط دشوار میپردازد، با تأکید ویژه بر سه محور تابآوری، حقوق قانونی و سلامت روان. استدلال اصلی مقاله آن است که زنان منطقه، علیرغم مواجهه با خشونتهای ساختاری، جنگی و جنسیتی، نه صرفاً قربانیانی منفعل، بلکه کنشگرانی فعال هستند که با تکیه بر آگاهی، هوشیاری جمعی و راهبردهای خلاقانه، شیوههای زیستنی مبتنی بر کرامت و عاملیت را خلق میکنند. این مقاله با مرور پژوهشهای معاصر از اردن، فلسطین، یمن، سوریه، ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس، نشان میدهد که چگونه زنان از طریق تابآوری روزمره، بهرهگیری از ظرفیتهای حقوقی، و مراقبت از سلامت روان، نه تنها زنده میمانند، بلکه زندگی میکنند.
کلیدواژهها: تابآوری، حقوق زنان، سلامت روان، عاملیت، خاورمیانه، مقاومت روزمره
۱. مقدمه
تصویر رایج از زنان خاورمیانه در گفتمانهای بینالمللی، اغلب تصویری یکبعدی و قربانیمحور است: زنی ساکت، مقهور، و در انتظار رهایی توسط ناجیان بیرونی. این روایت، نه تنها واقعیت پیچیده زندگی میلیونها زن در منطقه را نادیده میگیرد، بلکه عاملیت و هوشمندی آنان را نیز پنهان میسازد. پژوهشگران حوزه مطالعات زنان در خاورمیانه، دهههاست که بر این نکته تأکید میکنند که زنان منطقه، علیرغم مواجهه با سختترین شرایط جنگی، تحریم، و تبعیضهای ساختاری، راهبردهای متنوع و مؤثری برای بقا، مقاومت و بازآفرینی زندگی یافتهاند .
هدف این مقاله، ارائه تصویری دقیقتر و متوازنتر از «راهبردهای زیسته» زنان خاورمیانه است. «راهبرد زیسته» در اینجا به مجموعه اقدامات عملی، شناختی و عاطفی اشاره دارد که زنان در زندگی روزمره خود برای مدیریت شرایط دشوار به کار میگیرند؛ راهبردهایی که اغلب «بدون خشونت» (یعنی در چارچوب مدارا، مذاکره و عاملیت نرم) و «با آگاهی» (با درکی روشن از حقوق، محدودیتها و امکانات موجود) طراحی و اجرا میشوند.
مقاله حاضر در سه بخش اصلی تنظیم شده است: نخست به مفهومپردازی تابآوری انتقادی و راهبردهای «مقاومت روزمره» میپردازد. در بخش دوم، ظرفیتهای حقوقی و قضایی را به عنوان عرصهای برای ایفای عاملیت بررسی میکند. در بخش سوم، به سلامت روان و راهبردهای مراقبت از خود در شرایط بحران میپردازد. در پایان نیز دلالتهای این یافتهها برای سیاستگذاری و مداخلات روانی-اجتماعی مورد بحث قرار میگیرد.
۲. تابآوری انتقادی: از «زنده ماندن» تا «زندگی کردن»
مفهوم تابآوری در سالهای اخیر به یکی از مفاهیم کلیدی در ادبیات سلامت روان و توسعه تبدیل شده است. با این حال، استفاده نقدنشده از این مفهوم، گاه خطر بهنجارسازی نابرابری و انتقال مسئولیت مقابله با بحران از نهادهای ساختاری به دوش افراد را دارد . در مقابل، «تابآوری انتقادی» بر این نکته تأکید دارد که توانمندی زنان در شرایط دشوار، نه صرفاً یک ویژگی فردی، بلکه نتیجه تعامل پیچیده بین عاملیت فردی و شبکههای حمایت اجتماعی، فرهنگی و گاه حقوقی است.
۲.۱. سوپروومن اردنی: قدرت و هزینههای آن
پژوهشی نوآورانه با استفاده از چارچوب «طرحواره سوپروومن» (Superwoman Schema) در میان ۴۳ زن اردنی، نشان میدهد که چگونه انتظارات فرهنگی از زنان برای «قوی بودن»، «صبور بودن» و «فداکار بودن» میتواند هم منبع قدرت باشد و هم منبع فرسودگی . این مطالعه که نخستین پژوهش از نوع خود در زمینه سوپروومن در خاورمیانه است، پنج مضمون اصلی را شناسایی کرده است: (۱) ساختارهای فرهنگی هویت سوپروومن، (۲) تجلی قدرت در عمل، (۳) موانع ساختاری و تنشهای زیسته، (۴) گذارهای توانمندساز در هویت زنان، و (۵) مقابله روزمره و بهزیستی پایدار .
یافتههای این پژوهش نشان میدهد که زنان اردنی «سکوت را به عنوان قدرت» تعریف میکنند، اما همین سکوت و تحمل، میتواند به «خاموشی عاطفی» و تحلیلرفتگی منجر شود. یکی از شرکتکنندگان ۴۸ ساله میگوید: «جامعه مرا به عنوان زن قوی نمیبیند مگر زمانی که مطیع و ساکت باشم. اما این قدرت نیست، این تسلیم است» . با این حال، نسل جوانتر زنان اردنی در حال بازتعریف قدرت هستند: «قوی بودن یعنی نه گفتن، یعنی انتخاب خودم. نه این که همه چیز را در سکوت تحمل کنم» .
۲.۲. مقاومت روزمره فلسطینی: عادیسازی زندگی در برابر اشغال
در شرایط اشغال مداوم، زنان فلسطینی راهبرد «مقاومت روزمره» را بهکار گرفتهاند؛ راهبردی که در آن، انجام کارهای بهظاهر ساده و عادی مانند سفر، دورهمیهای دوستانه، یا بزرگ کردن کودکان در محیطی شاد، خود شکلی از مقاومت در برابر خشونت ساختاری است . سوفی ریشتر-دوورو در پژوهش خود نشان میدهد که زنان فلسطینی با خلق «حس زندگی عادی» در دل شرایط غیرعادی، نه تنها در برابر خشونت نظامی مقاومت میکنند، بلکه به طور ضمنی ساختارهای قدرت مردسالارانه داخلی را نیز به چالش میکشند .
این راهبرد که «تغییر تدریجی تحولآفرین» (transformative incrementalism) نام گرفته است، به مجموعه اقدامات کوچک و روزمرهای اشاره دارد که در مجموع، زمینهساز تغییرات ساختاری بزرگتری میشوند . زنان فلسطینی از طریق این راهبرد، هم از خطرات مستقیم کنشگری سیاسی آشکار اجتناب میکنند و هم به تدریج هنجارهای جنسیتی و سیاسی را دگرگون میسازند.
۳. حقوق قانونی: عرصهای برای عاملیتورزی هوشمندانه
یکی از مهمترین عرصههایی که زنان خاورمیانه با آگاهی کامل از آن بهره میبرند، نظام حقوقی است. علیرغم تصور رایج از قوانین منطقه به عنوان تماماً مردسالار و سرکوبگر، واقعیت بسیار پیچیدهتر است: زنان در کشورهای مختلف منطقه، با استفاده از ظرفیتهای موجود در قوانین مدنی، شرعی و حتی عرفی، موفق به احقاق حقوق خود شدهاند.
۳.۱. پیروزی حقوقی در فجیره، امارات
در ژوئن ۲۰۲۵، دادگاهی در فجیره (یکی از امارات متحده عربی) به نفع زنی رأی داد که درخواست منع همخانگی با همسر دوم را مطرح کرده بود. این رأی که بر اساس ماده ۷۷ قانون فدرال فرمان شماره ۴۱/۲۰۲۲ صادر شد، حق زن برای زندگی در خانۀ بدون حضور همسر دیگر را به عنوان «حق بنیادین ناشی از عقد نکاح» به رسمیت شناخت . دادگاه، تهدید مکرر همسر برای ازدواج مجدد و تحمیل همخانگی را «شکلی از فشار روانی و ارعاب پنهان» تلقی کرد که سلامت عاطفی خانواده را به مخاطره میاندازد . این پرونده نشان میدهد که چگونه زنان منطقه از قوانین موجود برای تحدید قدرت مردانه و حفظ کرامت خود بهره میبرند.
۳.۲. اصلاحات قانونی ریشهدار در تونس و مراکش
تونس و مراکش نمونههای برجستهتری از اصلاحات حقوقی موفق با پشتیبانی محلی هستند. قانون تونس در سال ۲۰۱۷ برای مقابله با خشونت علیه زنان، رویکردی جامع دارد که خشونت اقتصادی و سیاسی را نیز شامل میشود. این قانون با مشارکت همزمان سازمانهای غیردولتی فمینیستی و عالمان دینی تدوین شده است و نشان میدهد که چگونه ارزشهای اسلامی میتواند با اصول توانمندسازی زنان همسو باشد .
در مراکش، اصلاحات «مدونه» (قانون خانواده) در سال ۲۰۰۴ نقطه عطفی در توسعه حقوق زنان بود. این اصلاحات به زنان حقوقی در زمینه سفر، طلاق و سرپرستی فرزندان اعطا کرد که پیشتر در جامعه مردسالار مراکش غیرقابل تصور بود . این اصلاحات نشان میدهد که تغییر پایدار، زمانی رخ میدهد که با زمینههای فرهنگی و مذهبی محلی هماهنگ باشد و از حمایت بازیگران داخلی برخوردار گردد.
۳.۳. آگاهی قانونی به مثابه توانمندسازی
صرف وجود قوانین حمایتی کافی نیست؛ کار اصلی زمانی انجام میشود که زنان از حقوق خود آگاه باشند و ابزارهای پیگیری آن را داشته باشند. در این زمینه، نقش فضاهای امن اجتماعی (مانند «Women Friendly Spaces») که توسط سازمانهای بینالمللی و محلی حمایت میشوند، حیاتی است. به عنوان مثال، زنی سوری به نام «امینه» که در لبنان آواره شده بود، در چنین فضایی از حقوق خود آگاه شد و توانست خشونت خانگی را گزارش دهد و زندگی خود را بازسازی کند .
۴. سلامت روان: اولویتبندی خودمراقبتی در بحران
شاید مهمترین و در عین حال مغفولماندهترین عرصه راهبردهای زیسته زنان، سلامت روان باشد. در شرایطی که دسترسی به خدمات تخصصی روانشناسی محدود است، زنان منطقه راهبردهای خلاقانه و بومآلودی برای مراقبت از سلامت روان خود و دیگران ابداع کردهاند.
۴.۱. حمایت روانی-اجتماعی همتا-محور
در سوریه، برنامهای که برای بیش از ۱۴۰ زن در منطقه دارایا (از توابع دمشق) اجرا شد، نشان داد که آموزشهای گروهی و حمایت همتاها چگونه میتواند تابآوری را افزایش دهد. این برنامه که بر محورهای «درک تأثیر بحران بر سلامت روان»، «شناخت فرسودگی»، «راهکارهای خودمراقبتی» و «ایجاد شبکههای حمایت همتا» طراحی شده بود، منجر به «بهبود آشکار بهزیستی عاطفی و اعتمادبهنفس» شرکتکنندگان شد . زنانی که سالها بود احساس ناشنیدگی میکردند، برای نخستین بار در فضایی امن، دیده و شنیده شدند.
۴.۲. توانمندسازی اقتصادی به مثابه درمان
در یمن، جایی که جنگ و آوارگی به یک هنجار تبدیل شده است، سازمان Relief International برنامههایی را اجرا کرده که توانمندسازی اقتصادی را با حمایت روانی-اجتماعی پیوند میدهد. زنان آواره یمنی در اردوگاهها، از طریق یادگیری مهارتهایی مانند تولید عطر و شمع، خیاطی، یا تولید محصولات لبنی و ترشیجات، نه تنها منبع درآمد پیدا میکنند، بلکه «اعتمادبهنفس، هویت و هدف خود را دوباره به دست میآورند» .
«احمد» که در ۱۵ سالگی ازدواج کرده بود و تا ۱۸ سالگی دو فرزند داشت، پس از شرکت در این برنامه کسبوکار کوچکی راه انداخت و اکنون نه تنها نانآور خانواده است، بلکه الگویی برای دیگر زنان اردوگاه شده است . «یُسرا»، زن جوانی که با معلولیت جسمی دستوپنجه نرم میکرد، پس از شرکت در دورههای آموزشی میگوید: «فکر میکردم کارم تمام شده است، اما این فضا دوباره به من زندگی بخشید» . این نمونهها نشان میدهد که سلامت روان، در غیاب درمانهای بالینی پیچیده، میتواند از طریق بازگشت حس عاملیت و کرامت اقتصادی احیا شود.
۴.۳. چالش: هزینههای پنهان تابآوری
با این حال، نمیتوان از هزینههای پنهان این تابآوری غافل شد. پژوهش اردنی درباره سوپروومن نشان داد که «مراقبت مداوم از دیگران در حالی که نیازهای خود نادیده گرفته میشود، به خستگی عاطفی و فشار روانی درونی منجر میشود» . فضیلتهایی مانند «صبر» و «فداکاری»، اگر چه از نظر فرهنگی ارزشمند هستند، میتوانند به شکلی از «خود-تحقیر» تبدیل شوند که در آن زن هرگز برای خود اولویت قائل نمیشود.
۵. نتیجهگیری
این مقاله نشان داد که زنان خاورمیانه، در مواجهه با شرایط دشوار، نه صرفاً قربانیانی منفعل، بلکه کنشگرانی خلاق و آگاه هستند. راهبردهای آنان در سه حوزه تابآوری انتقادی، بهرهگیری از حقوق قانونی، و مراقبت از سلامت روان، الگویی از «عاملیت نرم» و «مقاومت روزمره» را شکل میدهد که آمیختهای از حفظ کرامت، بقا و تلاش برای دگرگونی تدریجی است.
این یافتهها دلالتهای مهمی برای سیاستگذاری و مداخلات بینالمللی دارد:
اول: ضرورت جایگزینی روایتهای قربانیمحور با روایتهای مبتنی بر توانمندی و عاملیت. مداخلاتی که زنان را صرفاً «نیازمند حفاظت» میبینند، نه تنها ناقص، بلکه گاه آسیبزا هستند .
دوم: اهمیت سرمایهگذاری بر روی «فضاهای امن اجتماعمحور» (Community-based safe spaces) که در آن زنان بتوانند در کنار یکدیگر، آگاهی حقوقی، مهارتهای روانی-اجتماعی و شبکههای حمایتی ایجاد کنند. این فضاها در لبنان، سوریه، یمن و فلسطین اثربخشی خود را نشان دادهاند .
سوم: لزوم ادغام خدمات سلامت روان در برنامههای توانمندسازی اقتصادی. همانطور که مثالهای یمن نشان داد، بازگشت کرامت اقتصادی و هویت شغلی، خود بهترین شکل درمان روانی-اجتماعی در شرایط بحران است. وقتی زنی میتواند با دستان خود محصولی تولید کند و آن را بفروشد، نه تنها درآمد کسب میکند، بلکه «حس کنترل بر زندگی» خود را بازمییابد .
چهارم: توجه به نسل جدید زنان منطقه که در حال بازتعریف مفاهیم سنتی مانند قدرت، صبر و تابآوری هستند. نسل جوان زنان اردنی و قطری و ایرانی، دیگر قدرت را در سکوت و تحمل نمیبینند، بلکه در «نه گفتن»، «انتخاب خود» و «مرزگذاری» جستجو میکنند . این تغییر نسلی، فرصتی طلایی برای تحولات پایدار جنسیتی در منطقه است.
در نهایت، زنان خاورمیانه به ما میآموزند که زیستن در شرایط دشوار، لزوماً به معنای خشونتورزی یا قربانیشدن نیست. میتوان بدون خشونت، اما با آگاهی زندگی کرد؛ میتوان در دل سختترین شرایط، «زندگی عادی» را آفرید و به کودکان خود آموخت که «رویاهایشان دستیافتنی است» .
منابع
1. UNFPA Arab States. (2024). Unlocking the power within. United Nations Population Fund.
2. Richter-Devroe, S. (2025). Palestinian Women’s Everyday Resistance: Between Normality and Normalisation. Journal of International Women’s Studies, 12(2).
3. Gulf News. (2025, June 21). Fujeriah: Wife wins case on polygamous cohabitation. Lexis Middle East.
4. Al Issa, Y. M. A. (2026). The Superwoman Schema in Jordan: Cultural Constructions and Lived Experiences. Frontiers in Psychology.
5. Rezaeizadeh, M. (2025). Rethinking Women, Peace, and Security in the Middle East and North Africa. Women In International Security.
6. Al Kuwari, A. (2025). How Arab women are rewriting the rules of identity and empowerment. Khaleej Times.
7. Kuwait Women’s Hopes Association. (2025, September 24). Kuwait forum explores legal, social, and religious issues facing women. Arab Times.
8. Yasmen Yardimlasma ve Dayanisma Dernegi. (2025). Empowering Women in Crisis: Psychosocial Support Training Program Report. GlobalGiving.
9. Relief International. (2025). From Survival to Strength: How Women in Yemen Are Rebuilding Their Lives with Dignity.
10. Kayali, L. (2025). Transformative incrementalism: Palestinian women’s strategies of resistance and resilience amid gendered insecurity and neoliberal co-optation. Security Dialogue, 56(6), 777-795.
نوشته : اکرم محمدزاده
