بازتعریف امنیت در خاورمیانه، عاملیت آگاهانه زنان در برابر ساختارهای سنتی

چکیده

این مقاله به بازتعریف مفهوم امنیت در خاورمیانه از طریق تحلیل عاملیت آگاهانه زنان در مواجهه با ساختارهای سنتی قدرت می‌پردازد. در حالی که گفتمان‌های مسلط امنیتی در منطقه بر رویکردهای دولتی-محور و نظامی‌گرا متمرکز بوده‌اند، این پژوهش استدلال می‌کند که زنان خاورمیانه از طریق کنشگری‌های روزمره، مداخله‌گری در مناقشات، و مقاومت در برابر خشونت‌های ساختاری، در حال بازتعریف عملی امنیت «از پایین به بالا» هستند. با بهره‌گیری از مفهوم «عاملیت آگاهانه» به مثابه کنشی که هم از ساختارها آگاه است و هم در صدد دگرگونی آن‌ها برمی‌آید، این مقاله نشان می‌دهد که چگونه زنان منطقه در فاصله میان محدودیت‌های ساختاری و امکان‌های عاملیتی، فضاهایی برای بازتعریف امنیت خلق می‌کنند. یافته‌های پژوهش بر ضرورت گذار از نگاه قربانی‌محور به زنان و بازاندیشی در مبانی نظری امنیت در مطالعات منطقه‌ای تأکید دارد.

واژگان کلیدی: بازتعریف امنیت، عاملیت آگاهانه، زنان خاورمیانه، ساختارهای سنتی، امنیت انسانی، صلح‌سازی زنان‌بنیان

 مقدمه

نزدیک به سه دهه از پایان جنگ سرد می‌گذرد، اما مفهوم امنیت در خاورمیانه همچنان در چارچوب‌های دولتی-نظامی و واقع‌گرایانه اسیر مانده است. رویکردهای سنتی به امنیت در این منطقه، با تمرکز بر تهدیدات برون‌مرزی، توازن قوا، و حفظ حاکمیت دولت‌ها، نه تنها نتوانسته‌اند ثبات پایدار ایجاد کنند، بلکه خود به بازتولید خشونت و ناامنی دامن زده‌اند. این ناکارآمدی نظری و عملی، ضرورت بازتعریف بنیادین مفهوم امنیت را در مطالعات منطقه‌ای خاورمیانه آشکار می‌سازد.

در این میان، جایگاه و نقش زنان در معادلات امنیتی خاورمیانه همواره با تناقضی بنیادین مواجه بوده است: از یک سو، گفتمان‌های جریان‌ساز بین‌المللی و منطقه‌ای زنان را عمدتاً به مثابه «قربانیان» ناامنی و خشونت بازنمایی می‌کنند؛ از سوی دیگر، شواهد فزاینده‌ای از کنشگری فعال و تأثیرگذار زنان در عرصه‌های مختلف صلح‌سازی، میانجیگری، و بازسازی اجتماعی در دست است. این شکاف میان بازنمایی و واقعیت، پرسش اصلی پژوهش حاضر را شکل می‌دهد: زنان خاورمیانه به‌مثابه چه عاملی در بازتعریف امنیت منطقه ظاهر می‌شوند و عاملیت آن‌ها چگونه در نسبت با ساختارهای سنتی قدرت معنا می‌یابد؟

این مقاله با معرفی مفهوم «عاملیت آگاهانه» می‌کوشد چارچوب نظری تازه‌ای برای تحلیل کنشگری زنان در خاورمیانه ارائه دهد. این مفهوم بر ظرفیت زنان برای درک و نقد ساختارهای سلطه و در عین حال، کنشگری برای دگرگونی آن‌ها تأکید دارد. در این رویکرد، زنان نه صرفاً واکنش‌دهندگانی منفعل در برابر ساختارها، بلکه کنشگرانی راهبردی در نظر گرفته می‌شوند که با آگاهی از محدودیت‌ها، امکان‌های تازه‌ای برای امنیت‌آفرینی می‌گشایند.

مبانی نظری: از بازتعریف امنیت تا عاملیت آگاهانه

 بحران مفهوم سنتی امنیت در خاورمیانه

مفهوم‌پردازی‌های رایج از امنیت در خاورمیانه عمدتاً متأثر از رویکردهای واقع‌گرایی و نئورئالیسم در روابط بین‌الملل بوده است. در این دیدگاه، امنیت معادل «بقای دولت» در محیطی آنارشیک و تهدیدآمیز تعریف می‌شود و مؤلفه‌هایی چون تمامیت ارضی، توان نظامی، و حاکمیت در کانون توجه قرار می‌گیرند. با این حال، تحولات سه دهه اخیر در منطقه – از جنگ‌های داخلی و فروپاشی دولت‌ها تا ظهور تهدیدات فراملی و بحران‌های انسانی – کارآمدی این رویکرد را به چالش کشیده است.

در مقابل، رویکرد «امنیت انسانی» که از سوی برنامه توسعه سازمان ملل ترویج شد، پیشنهادی برای گذار از امنیت دولت‌محور به امنیت مردم‌محور ارائه داد. با این حال، این رویکرد نیز از منظرهای مختلف – از جمله نادیده گرفتن عاملیت محلی و تحمیل معیارهای غربی – مورد نقد قرار گرفته است. آنچه در بازتعریف امنیت در خاورمیانه ضروری می‌نماید، توجه به «بافتار محلی» و «عاملیت کنشگران درون‌منطقه‌ای» است.

عاملیت آگاهانه: مفهومی برای رهایی از دوگانه ساختار/عاملیت

منازعه دیرپای ساختار و عاملیت در علوم اجتماعی، اغلب به دوگانگی‌های تقلیل‌گرایانه انجامیده است: ساختارگرایان کنشگر انسانی را اسیر نیروهای ساختاری می‌بینند و عاملیت‌گرایان او را فارغ از محدودیت‌ها تصور می‌کنند. این مقاله با بهره‌گیری از مفهوم «عاملیت آگاهانه» که ریشه در سنت انتقادی و نظریه Structuration آنتونی گیدنز دارد می‌کوشد از این دوگانگی عبور کند.

«عاملیت آگاهانه» به معنای ظرفیت کنشگر برای درک ساختارهای سلطه، نقد آن‌ها، و اقدام برای دگرگونی‌شان است – آن هم نه از موضعی بیرون از ساختار، بلکه از درون آن. در بافتار خاورمیانه، عاملیت آگاهانه زنان در سه سطح قابل تحلیل است: نخست، آگاهی از ساختارهای سلطه همچون پدرسالاری، فرقه‌گرایی، و نظام‌های امنیتی سرکوبگر؛ دوم، کاربست راهبردهای متنوع برای دور زدن، بازتفسیر، یا تغییر این ساختارها؛ و سوم، خلق فضاهای بدیل برای بازتعریف عملی امنیت.

این مفهوم به ما امکان می‌دهد زنان خاورمیانه را نه به مثابه «قربانیانی منفعل» که نیازمند «نجات» از سوی نهادهای بین‌المللی هستند، و نه به مثابه «قهرمانانی رها از محدودیت» که ساختارها را نادیده می‌گیرند، بلکه به عنوان کنشگرانی راهبردی ببینیم که در عین آگاهی از محدودیت‌ها، برای دگرگونی آن‌ها تلاش می‌کنند.

جلوه‌های عاملیت آگاهانه زنان در خاورمیانه

 صلح‌سازی روزمره: میانجیگری و حل مناقشه در سطح جامعه

یکی از برجسته‌ترین جلوه‌های عاملیت آگاهانه زنان در خاورمیانه، ایفای نقش‌های کلیدی در صلح‌سازی و میانجیگری در سطح محلی است. پژوهش‌های میدانی در لبنان نشان می‌دهد که زنان در مناطق درگیر با مناقشات فرقه‌ای و آوارگی، به عنوان میانجیگرانی مؤثر بین خانواده‌های آواره و جوامع میزبان عمل کرده‌اند.

برای نمونه، دعاد عزی یکی از میانجیگران زن آموزش‌دیده توسط سازمان ملل در لبنان با استفاده از رویکرد مبتنی بر همدلی و گفتگو، توانسته است تنش‌های عمیق میان خانواده‌های آواره و جوامع محلی را کاهش دهد. او در یکی از موارد، با شنیدن نارضایتی زنی از حضور آوارگان در منطقه، به جای واکنش تدافعی، با او همدلی کرد و به تدریج او را به حمایت از آوارگان و همکاری در بازسازی اجتماعی ترغیب نمود. این کنشگری روزمره که اغلب در سایه و دور از توجه رسانه‌ها انجام می‌شود نمونه‌ای از «صلح‌سازی از پایین» است که در آن زنان با آگاهی از ساختارهای تفرقه‌افکن، خود به مثابه «پل‌های ارتباطی» عمل می‌کنند.

از سوی دیگر، شبکه‌های زنان صلح‌ساز در یمن همچون “پیمان زنان یمنی برای صلح و امنیت” نشان داده‌اند که چگونه عاملیت زنانه می‌تواند در بحرانی‌ترین شرایط نیز مؤثر واقع شود. این شبکه‌ها علاوه بر توزیع کمک‌های بشردوستانه، در مذاکرات برای تبادل زندانیان و آتش‌بس‌های محلی نقش داشته‌اند. آنچه این کنشگری را «آگاهانه» می‌سازد، درک راهبردی زنان از محدودیت‌های ساختاری (نظیر طرد از مذاکرات رسمی) و در عین حال، خلق فضاهای موازی برای تأثیرگذاری است.

 مقاومت در برابر خشونت ساختاری: از ایران تا افغانستان

«خشونت ساختاری» مفهومی که به سیستم‌های اجتماعی، اقتصادی، و سیاسی ناعادلانه‌ای اشاره دارد که به شکل غیرمستقیم به افراد آسیب می‌زنند در خاورمیانه نمودهای متعددی دارد. جنبش‌های زنان در ایران و افغانستان نمونه‌های قابل توجهی از عاملیت آگاهانه در برابر این نوع خشونت ارائه می‌دهند.

در ایران، قیام «زن، زندگی، آزادی» که پس از حوادث مهسا امینی در سال ۲۰۲۲ آغاز شد، نشان‌دهنده سطح بی‌سابقه‌ای از آگاهی جمعی و عاملیت سیاسی زنان است. نرگس محمدی  فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل  در زندان‌های رژیم ایران به سازماندهی اعتراضات و مستندسازی نقض حقوق بشر ادامه داده است. آنچه این کنشگری را متمایز می‌کند، نه تنها شجاعت فردی، بلکه درک روشن از ساختار سلطه و طراحی راهبردهایی برای مقابله با آن است: استفاده از شبکه‌های دیجیتال برای دور زدن سانسور، همبستگی فرامرزی با دیاسپورای ایرانی، و بازتعریف خود از «قربانی» به «مدعی حق».

در افغانستان، محبوبا سراج  فعال حقوق زنان و نامزد جایزه صلح نوبل  با وجود بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، به فعالیت خود برای حمایت از زنان ادامه داده است. شبکه زنان افغانستان با وجود ممنوعیت تحصیل دختران، مدارس زیرزمینی و شبکه‌های پنهان آموزشی راه‌اندازی کرده و کمپین‌های بین‌المللی برای جلب توجه به وضعیت زنان افغانستان سازمان داده است. این نمونه‌ها نشان می‌دهند که عاملیت آگاهانه لزوماً به معنای پیروزی بر ساختار نیست، بلکه گاه به معنای بقا و مقاومت در سخت‌ترین شرایط و حفظ امید به تغییر است.

عاملیت قانونی و نهادی: اصلاح از درون ساختارها

در کنار کنشگری‌های اعتراضی و غیررسمی، برخی زنان خاورمیانه مسیر دیگری را برگزیده‌اند: ورود به نهادهای رسمی و تلاش برای اصلاح ساختارها از درون. این الگو در کشورهای عربی خلیج‌فارس قابل مشاهده است. پژوهش‌های میدانی نشان می‌دهد که زنان در عربستان سعودی، امارات متحده عربی، و عمان از طریق «بسیج حقوق زنان و قوانین مدنی» توانسته‌اند تغییرات قابل توجهی در حوزه‌هایی چون حق کار، مالکیت، و حضانت کودکان ایجاد کنند.

پروژه «فمینیسم‌های خلیج» به رهبری جیهان ذکریا محقق دانشگاه آرهوس نشان می‌دهد که چگونه زنان در این کشورها با بهره‌گیری از قوانین موجود از جمله احکام شریعت و ارائه تفاسیر تازه از آنها، فضایی برای بسط حقوق خود گشوده‌اند. به عنوان مثال، اصلاحات حقوق خانواده در مراکش «مدونة الاسرة» ۲۰۰۴ و تونس قانون مبارزه با خشونت علیه زنان ۲۰۱۷ نشان می‌دهد که چگونه تعامل میان فعالان زن، محققان حقوقی، و نهادهای دولتی می‌تواند به تغییرات نهادی منجر شود.

این مسیر به معنای چشم‌پوشی از نقد ساختارهای سلطه نیست، بلکه استراتژی متفاوتی را به کار می‌گیرد: ورود به درون ساختار، به چالش کشیدن آن از طریق ابزارهای موجود قانون، استدلال عقلانی، و همکاری با نیروهای میانه‌رو، و تلاش برای «اسکان» تدریجی اصلاحات. چالش اصلی این رویکرد، خطر هم‌راستایی با قدرت و کمرنگ شدن چهره انتقادی است – اما تجربه کشورهایی چون تونس نشان داده است که با حفظ استقلال نسبی نهادهای مدنی، می‌توان میان اصلاح‌طلبی نهادی و کنشگری انتقادی پیوند برقرار کرد.

واکاوی انتقادی: چالش‌ها و محدودیت‌های عاملیت زنان

با وجود دستاوردهای یادشده، تبیین عاملیت زنان در خاورمیانه بدون لحاظ کردن محدودیت‌ها و چالش‌های اساسی، تصویری ناقص و آرمان‌شهرگونه ارائه خواهد داد. دست‌کم چهار دسته محدودیت عمده پیش روی عاملیت آگاهانه زنان در منطقه وجود دارد.

نخست، شکاف میان شعار و عمل در دستور کار زنان، صلح و امنیت. بیست و پنج سال از تصویب قطعنامه ۱۳۲۵ شورای امنیت می‌گذرد، اما پژوهش‌های ارزیابی نشان می‌دهند که در خاورمیانه، مشارکت زنان در فرآیندهای صلح رسمی عمدتاً «نمادین» و «کمی» بوده است. به عنوان مثال، در مذاکرات صلح لیبی پس از ۲۰۱۱، از میان بیست شرکت‌کننده اصلی تنها دو زن حضور داشتند آن هم در حالی که زنان لیبیایی نقش پیشرویی در اعتراضات و سازماندهی مدنی ایفا کرده بودند.

دوم، عدم تطابق بودجه و تعهدات. بسیاری از کشورهای منطقه برنامه‌های اقدام ملی (NAPs) برای اجرای دستور کار زنان، صلح و امنیت تصویب کرده‌اند – از جمله عراق، فلسطین، اردن، تونس، لبنان، یمن و سودان. اما این برنامه‌ها غالباً بودجه کافی دریافت نمی‌کنند و نهادهای مدنی زنان، که می‌بایست مجریان اصلی باشند، از دسترسی به منابع مالی محروم می‌مانند.

سوم، چالش «بازنمایی» و «صدای واقعی». برخی منتقدان فمینیست از منظر «جنوب جهانی» استدلال می‌کنند که دستور کار زنان و امنیت، همچنان عمدتاً توسط نهادهای بین‌المللی غربی تعریف می‌شود. متون این دستور کار مملو از اصطلاحات تخصصی انگلیسی نظیر “gender mainstreaming” است که با تجربه زیسته زنان منطقه فاصله دارد و «عاملیت» آن‌ها را در قالب مفاهیم از پیش تعیین‌شده محدود می‌سازد. یک فعال ناشناس لبنانی در این باره می‌گوید: «ما بیست و پنجمین سالگرد قطعنامه ۱۳۲۵ را جشن می‌گیریم، در حالی که پیامش زحمات دهه‌ها پیش از آن را نادیده می‌گیرد – گویی زنان تا پیش از اختراع این واژه‌نامه، کاری نمی‌کرده‌اند».

چهارم، واکنش‌های ضد فمینیستی و فضای کاهش یافته برای فعالیت مدنی. در سال‌های اخیر، فضای مدنی در بسیاری از کشورهای خاورمیانه محدودتر شده و زنان فعال حقوق بشر با سرکوب، بازداشت، و محرومیت از حقوق اولیه مواجه بوده‌اند. این مسئله در ایران، افغانستان، و سوریه به شکل حادتری قابل مشاهده است، اما حتی کشورهایی با فضای نسبتاً بازتر همچون تونس نیز عقب‌گردهایی در زمینه حقوق زنان تجربه کرده‌اند.

این چالش‌ها نشان می‌دهد که تحلیل عاملیت زنان بدون توجه به «ساختار فرصت سیاسی» و موانع ساختاری، تحلیلی یک‌سویه و سطحی خواهد بود. بنابراین، آنچه از مفهوم «عاملیت آگاهانه» حاصل می‌شود، تأکید همزمان بر «امکان» و «محدودیت» است.

بازتعریف امنیت: از نظریه تا سیاست‌گذاری

دلالت‌های نظریه عاملیت آگاهانه برای مطالعات امنیتی

بازتعریف امنیت در خاورمیانه با محوریت عاملیت آگاهانه زنان، دست‌کم چهار دلالت نظری مهم دارد. نخست، گذار از امنیت دولت‌محور به امنیت اجتماعات محلی. تحلیل عاملیت زنان نشان می‌دهد که تأمین امنیت واقعی اغلب در سطح جامعه و به دور از نهادهای رسمی اتفاق می‌افتد. این امر به معنای نادیده گرفتن نقش دولت نیست، بلکه تأکید بر این است که مفهوم امنیت باید «از پایین» و بر اساس نیازهای واقعی مردم تعریف شود.

دوم، چرخش از نگاه قربانی‌محور به رویکرد قابلیت‌محور. تلویح نظریه عاملیت آگاهانه برای مطالعات امنیتی، عبور از تصویر کلیشه‌ای «زن قربانی» و بازشناسی زن به مثابه «کنشگر راهبردی» است. این چرخش معرفتی، ضمن آنکه خشونت‌های ساختاری علیه زنان را نادیده نمی‌گیرد، بر ظرفیت‌ها، منابع، و راهبردهای خودزنان برای تغییر نیز تأکید دارد.

سوم، بازاندیشی در مرزهای عمومی/خصوصی در امنیت. یکی از دستاوردهای نظریه فمینیستی، نشان دادن پیوند میان خشونت در حوزه خصوصی (خانواده) و خشونت در عرصه عمومی (جنگ و دولت) بوده است. عاملیت آگاهانه زنان در خاورمیانه، با به چالش کشیدن فضای خصوصی‌شده خشونت خانگی و طرح آن به عنوان مسئله‌ای عمومی-سیاسی، گامی در جهت بسط مفهوم امنیت به عرصه‌های پیشتر نادیده گرفته شده برمی‌دارد.

چهارم، توجه به عاملیت جمعی و شبکه‌های فرامرزی. تحلیل عاملیت آگاهانه نشان می‌دهد که زنان منطقه به طور فزاینده‌ای در حال ساخت ائتلاف‌ها و همبستگی‌های فرامرزی هستند. پژوهش‌ها درباره کمپین «تضامن عابر للحدود» (Solidarity Across Borders) در خاورمیانه نشان می‌دهد که چگونه فعالان زن از کشورهای مختلف – از مراکش تا ایران – در فضای دیجیتال شبکه‌هایی از همبستگی و تبادل تجربیات ایجاد کرده‌اند. این همبستگی‌های نوظهور، پتانسیل خلق «عموم فمینیستی منطقه‌ای» را دارند که می‌تواند ساختارهای سنتی قدرت را در سطح فراملی به چالش بکشد.

توصیه‌های سیاستی برای کنشگران منطقه‌ای و بین‌المللی

بر اساس یافته‌های پژوهش، توصیه‌های سیاستی زیر برای نهادهای دولتی، سازمان‌های بین‌المللی، و نهادهای مدنی قابل طرح است:

۱. از مشارکت نمادین به توانمندسازی حقیقی: لازم است نهادهای بین‌المللی و دولت‌های منطقه، فراتر از حضور اسمی زنان در جلسات رسمی، برای توانمندسازی نهادی و مالی زنان گام بردارند. این امر شامل تخصیص بودجه مشخص به نهادهای مدنی زنان و ایجاد مکانیسم‌هایی برای پاسخگو کردن دولت‌ها در قبال برنامه‌های اقدام ملی است.

۲. بومی‌سازی دستور کار زنان، صلح و امنیت: اصطلاحات و چارچوب‌های این دستور کار باید به زبان‌های محلی (عربی، فارسی، کردی، ترکی) ترجمه و با بافتار فرهنگی-اجتماعی هر کشور منطبق شود. این به معنای کنار گذاشتن اصول جهانی حقوق بشر نیست، بلکه به کارگیری زبان و مفاهیمی است که برای کنشگران محلی معنادار و الهام‌بخش باشد.

۳. حمایت از شبکه‌های منطقه‌ای و همبستگی‌های فرامرزی: سازمان‌های بین‌المللی باید از ساخت ائتلاف‌های منطقه‌ای میان زنان فعال حمایت کنند. تجربیات موفق شبکه‌هایی چون «گروه کاری زنان، صلح و امنیت برای کشورهای عربی» که با همکاری UN Women و دانشگاه آمریکایی بیروت شکل گرفته است، نشان‌دهنده پتانسیل این همکاری‌هاست.

۴. تأمین مالی پایدار و بدون قید و شرط: بودجه اختصاص یافته به نهادهای مدنی زنان باید بلندمدت، پایدار، و با حداقل قید و شرط باشد. تجربه نشان داده است که بودجه‌های کوتاه‌مدت و پروژه‌ای، نه تنها اثربخشی را کاهش می‌دهد، بلکه نهادهای محلی را درگیر فرایندهای زمان‌بر گزارش‌دهی و پاسخگویی به اولویت‌های خارجی می‌کند.

۵. بازنگری در شاخص‌های موفقیت: جایگزینی شاخص‌های کمی (چند زن در مذاکرات حضور داشتند؟) با شاخص‌های کیفی (این حضور چه تأثیری بر خروجی مذاکرات داشت؟ و چه تغییر ملموسی در زندگی زنان عادی ایجاد کرد؟) ضروری است.

 نتیجه‌گیری

این مقاله کوشید تا با معرفی مفهوم «عاملیت آگاهانه» چارچوب نظری تازه‌ای برای تحلیل نقش زنان در بازتعریف امنیت خاورمیانه ارائه دهد. در مقابل رویکردهای سنتی که زنان را منفعل، قربانی، و در حاشیه معادلات امنیتی می‌بینند، عاملیت آگاهانه بر ظرفیت‌ها، راهبردها، و دستاوردهای آن‌ها – هرچند در بستری از محدودیت‌های شدید ساختاری – تأکید دارد.

یافته‌های پژوهش نشان داد که زنان خاورمیانه در سطوح مختلف – از میانجیگری محلی در لبنان و یمن تا مقاومت مدنی در ایران و افغانستان و اصلاحات نهادی در کشورهای خلیج فارس – به شیوه‌های متنوعی در حال بازتعریف عملی امنیت هستند. این بازتعریف نه در قالب اسناد بالادستی و قطعنامه‌های بین‌المللی، بلکه در متن زندگی روزمره و در نسبت با ساختارهای عینی سلطه صورت می‌گیرد.

با این حال، تحلیل عاملیت آگاهانه بدون در نظر گرفتن محدودیت‌ها و چالش‌ها، تحلیلی ناقص و غیرواقع‌گرایانه خواهد بود. شکاف میان تعهدات رسمی و عمل در دستور کار زنان و امنیت، عدم تخصیص بودجه کافی، فضای محدود مدنی در بسیاری از کشورها، و مسئله بازنمایی و «صدای واقعی» زنان منطقه، از جمله موانع جدی پیش رو هستند.

در نهایت، مقاله با تأکید بر ضرورت «بومی‌سازی» مطالعات امنیتی در خاورمیانه پایان می‌گیرد. این بومی‌سازی به معنای طرد مفاهیم و تجارب جهانی نیست، بلکه به معنای بازاندیشی در مبانی نظری بر اساس تجربه ملموس کنشگران درون‌منطقه‌ای است. زنان خاورمیانه – با عاملیت آگاهانه خود – نه تنها در حال بازتعریف امنیت در عمل هستند، بلکه زمین را برای بازاندیشی نظری در مفهوم امنیت نیز هموار می‌سازند.

منابع

1. Rezaeizadeh, Maryam (2025). “Rethinking Women, Peace, and Security in the Middle East and North Africa”. Women In International Security.

2. Chabane, Sonia et al. (2025). “Re-imagining the Women, Peace and Security Agenda: Feminist Resistance and State Power in Lebanon, Sudan, Syria, and Turkey”. ReliefWeb.

3. Zakarriya, Jihan (2023-2028). “GulfFeminisms: Feminisms and Mobilisation of Law in Gulf Countries”. ERC Starting Grant, Aarhus University.

4. “Women, Peace and Security Sounds Hollow in the Arab World – Now It’s Time for Real Change” (2025). Heinrich Böll Stiftung.

5. “Women as agents of change in the MENA region?” (2025). European Union Institute for Security Studies.

نوشته : اکرم محمدزاده

اشتراک گذاری:

zananeshaghel

عضویت در خبرنامه

درخبرنامه ما عضو شوید

جهان‌آگاه یعنی همین لحظه تصمیم بگیری
خبرنامه‌ی «زنان شاغل» پل تو به زندگی مدرن، امنیت و توانمندی است
سه زبان، هزاران ایده، یک خانواده‌ی بزرگ
امروز عضو شو، فردا بساز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *