زنان شاغل در ایران؛ از محدودیت‌های ساختاری تا شکوفایی در زیست‌بوم فناوری و صنعت+مقاله


چکیده

علیرغم چالش‌های عمیق ساختاری، فرهنگی و اقتصادی، زنان کارآفرین ایرانی در سال‌های اخیر حضور خود را در عرصه‌های فناوری‌محور، صنایع غذایی و زیست‌بوم دانش‌بنیان به شکلی چشمگیر گسترش داده‌اند. این مقاله با رویکردی تخصصی و کاربردی، ضمن تحلیل مهم‌ترین موانع فراروی زنان شاغل در ایران، به معرفی و بررسی دقیق سه نمونه از کارآفرینان موفق زن در حوزه‌های فناوری پهپاد، صنایع تبدیلی غذایی و سرمایه‌گذاری خطرپذیر می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که این زنان با اتکا به راهبردهایی نظیر تشکیل شبکه‌های همکاری جمعی، تکیه بر سرمایه اجتماعی خانواده و استفاده هوشمندانه از فناوری‌های نوین، توانسته‌اند ضمن عبور از ساختارهای مردسالارانه، نه تنها کسب‌وکارهای پایدار و اشتغال‌آفرین ایجاد کنند، بلکه به الگوهایی الهام‌بخش برای نسل آینده کارآفرینان زن ایران تبدیل شوند.

واژگان کلیدی: زنان کارآفرین ایران، زیست‌بوم دانش‌بنیان، مقاومت اقتصادی، رهبری زنان، چالش‌های ساختاری

مقدمه

تصویر رایج از مشارکت اقتصادی زنان در ایران، آمیزه‌ای از آمارهای هشداردهنده و روایت‌های کلیشه‌ای از موانع پیش‌روی آنان است. بر اساس گزارش مجمع جهانی اقتصاد در سال ۲۰۲۰، ایران در شاخص برابری جنسیتی رتبه ۱۴۸ از ۱۵۳ کشور جهان را به خود اختصاص داده است و این آمار، گویای فاصله عمیق ساختاری است . اما آنچه در زیر سطح این آمارها جریان دارد، روایتی دیگر از کنشگریِ بی‌سروصدا، خلاق و پایدار زنان ایرانی در عرصه تولید، کارآفرینی و نوآوری است.

طی سه سال منتهی به ۲۰۲۴، تعداد مدیران عامل زن شرکت‌های دانش‌بنیان در ایران از ۱۰۹۲ به ۲۲۵۰ نفر رسیده و این رقم، رشد دوبرابری را نشان می‌دهد . این آمار، حکایت از تحولی در حال وقوع دارد: زنان ایرانی در حال فتح قله‌های فناوری، صنعت و مدیریت هستند؛ آن هم در شرایطی که انتظارات نقشی سنتی و قوانین تبعیض‌آمیز، سهم آنان را از مشارکت اقتصادی به شدت محدود کرده است.

هدف این مقاله، فراتر رفتن از کلیشه‌های «قربانی‌نمایی» و «قهرمان‌پروری» است. تلاش خواهیم کرد با رویکردی تحلیلی و تخصصی، زیست‌جهان زنان کارآفرین موفق ایرانی را روایت کنیم؛ موانعی که پشت سر گذاشته‌اند، راهبردهایی که به کار گرفته‌اند و درس‌هایی که برای خط‌مشی‌گذاری عمومی و توانمندسازی نسل آینده دارد.

زیست‌جهان کارآفرینی زنان در ایران: موانع و راهبردها

چالش‌های ساختاری چندلایه

کارآفرینان زن ایرانی با شبکه پیچیده‌ای از موانع مواجه‌اند که در سه سطح قابل تحلیل است:

سطح اول: موانع نهادی و کلان‌اقتصادی. تحریم‌های بین‌المللی، بی‌ثباتی ارزی، تورم مزمن و بوروکراسی ناکارآمد، فضای کسب‌وکار را به طور کلی دشوار ساخته است . اما این موانع برای زنان دوچندان است؛ چرا که دسترسی آنان به شبکه‌های تامین مالی غیررسمی و ارزآوری از طریق تجارت خارجی، به دلیل محدودیت‌های قانونی و فرهنگی، با تنگناهای بیشتری همراه است.

سطح دوم: موانع فرهنگی و جامعه‌شناختی. مهم‌ترین چالش در این سطح، «عدم اعتماد به توانایی‌های زنان» است. فهیمه دخانچی، کارآفرین موفق تبریزی، در این باره می‌گوید: «وقتی صحبت از مشارکت زنان در مدیریت و نقش‌های مشورتی می‌شود، مشکل رایجی به نام کم‌تخمین زدن زنان و فقدان اعتماد به توانایی‌های آنان وجود دارد» . این بی‌اعتمادی، ریشه در کلیشه‌های جنسیتی عمیقی دارد که «زن» را به عنوان نان‌آور اصلی خانواده نمی‌پذیرد و اشتغال او را امری حاشیه‌ای و موقتی تلقی می‌کند.

بار دیگر مسئولیت‌های خانگی، دومین مانع جدی است. آمارها نشان می‌دهد زنان ایرانی ۲۱ درصد از زمان خود را صرف کارهای مراقبتی و خانگی بدون مزد می‌کنند، در حالی که این رقم برای مردان تنها ۵.۲ درصد است . این نابرابری زمانی، عملاً «شیفت دوم» کار را پیش‌پای زنان کارآفرین می‌گسترد و فرصت سرمایه‌گذاری در کسب‌وکار را از آنان می‌گیرد.

سطح سوم: محدودیت در دسترسی به منابع. زنان کارآفرین در ایران، چه در مرحله راه‌اندازی و چه در مرحله رشد، با محدودیت در دسترسی به سه منبع حیاتی مواجه‌اند:

· سرمایه مالی: موسسات مالی و سرمایه‌گذاران خطرپذیر، اغلب زنان را به دلیل «ریسک بالاتر» ناشی از مسئولیت‌های خانوادگی، شایسته دریافت وام نمی‌دانند.
· سرمایه انسانی: یافتن نیروی کار متخصص و قابل اعتماد، که خود چالشی عمومی است، برای زنان به دلیل محدودیت در تعاملات شبانه‌روزی و سفرهای کاری، دشوارتر می‌شود.
· شبکه‌های حرفه‌ای: شبکه‌های غیررسمی تصمیم‌سازی در اقتصاد ایران، عمدتاً مردانه و دسترسی به آن برای زنان دشوار یا همراه با هزینه‌های مضاعف فرهنگی است .

راهبردهای مقاومت و موفقیت


با وجود این چالش‌های سخت، زنان کارآفرین ایرانی طیف متنوعی از راهبردهای موفقیت‌آمیز را ابداع کرده‌اند. پژوهش‌های پدیدارشناختی اخیر نشان می‌دهد که این راهبردها حول چهار محور اصلی سازمان می‌یابند :

۱. اتکا به شبکه‌های اجتماعی در هم تنیده: در غیاب شبکه‌های رسمی حرفه‌ای، زنان کارآفرین ایرانی با موفقیت از شبکه‌های فامیلی، دوستی‌های دیرین و روابط همسایگی به عنوان سرمایه اجتماعی برای یافتن شریک تجاری، تامین سرمایه اولیه و بازاریابی استفاده می‌کنند.

۲. کارآفرینی اجتماعی و زنجیره ارزش محلی: انتخاب زمینه‌های فعالیتی که با توانمندی‌های محلی و مسائل اجتماعی عجین شده است (مانند صنایع غذایی سنتی، گردشگری بومی، صنایع دستی) به زنان امکان می‌دهد ضمن کسب مشروعیت اجتماعی، هزینه‌های ورود به بازار را کاهش دهند.

۳. شکل‌گیری تدریجی سرمایه اجتماعی: زنان کارآفرین به جای تلاش برای تصاحب یک‌باره منابع، با رویکردی مرحله‌ای و تدریجی، ذی‌نفعان خود را از طریق اثبات شایستگی و ایجاد سابقه اعتماد، به سرمایه‌گذاران وفادار تبدیل می‌کنند.

۴. راهبرد جمع‌گرایانه همبستگی: در سطح خرد، همکاری جمعی و تقسیم مسئولیت‌های خانگی بین اعضای خانواده و در سطح کلان، تشکیل شبکه‌های حمایتی کسب‌وکاری میان زنان، یکی از موثرترین راهبردها بوده است .

این چارچوب تحلیلی، اکنون این امکان را به ما می‌دهد که با نگاهی دقیق و جزئی، سه نمونه از کارآفرینان زن موفق ایرانی را بررسی کنیم.

نمونه اول: دکتر اعظم کرمی؛ پهپادهای تخصصی برای شبکه برق

مشخصات کسب‌وکار و زمینه فعالیت

دکتر اعظم کرمی، مدیرعامل یکی از شرکت‌های دانش‌بنیان ایرانی است که در زمینه طراحی و تولید سامانه‌های هوایی بدون سرنشین (پهپاد) تخصص دارد. محصول شاخص این شرکت، «پهپاد تخصصی پایش خطوط انتقال برق» است که در رقابت نوآوری زنان بریکس (BRICS Women’s Innovation Competition) و همچنین نمایشگاه GITEX دبی موفق به کسب جایزه شده است .

این پهپاد با قابلیت‌هایی فراتر از نمونه‌های متعارف تجاری، پاسخگوی نیاز خاص صنعت برق ایران است. مهم‌ترین ویژگی فنی آن، «ناوبری مبتنی بر پردازش تصویر و مستقل از GPS» است؛ قابلیتی که به پهپاد اجازه می‌دهد در شرایط اختلال یا قطع سیگنال ماهواره‌ای، با تکیه بر الگوریتم‌های بینایی ماشین، مسیر خود را ادامه دهد. علاوه بر این، قابلیت «ناوبری در میدان مغناطیسی قوی» که برای پایش خطوط فشار قوی ضروری است، پرواز کاملاً خودکار و دوربین ۳۰ زوم از دیگر ویژگی‌های این محصول است .

مسیر موفقیت: از علم تا عمل

دکتر کرمی که خود دارای تحصیلات تکمیلی در یکی از رشته‌های مهندسی برق یا مکانیک است، تیم خود را از میان فارغ‌التحصیلان نخبه دانشگاه‌های برتر ایران گرد آورده است. نقطه عطف موفقیت او، شناسایی یک «نیاز حل‌نشده» در صنعت بزرگ کشور بود: پایش هزاران کیلومتر خطوط انتقال برق در مناطق کوهستانی و دورافتاده، با روش‌های سنتی (بازدید اکیپ‌های انسانی) هزینه‌بر، زمان‌بر و گاه خطرناک است.

راهبرد او، «توسعه فناوری سفارشی» برای رفع نیاز یک صنعت بزرگ (صنعت برق) بود؛ رویکردی که ضمن تامین مشتری پایدار برای شرکت دانش‌بنیان او، به بهینه‌سازی فرآیندی در یک صنعت ملی نیز کمک می‌کند.

تحلیل درس‌آموخته‌ها

موفقیت دکتر کرمی سه درس مهم برای کارآفرینان زن ایرانی دارد:

اول: انتخاب زمینه‌های فناورانه «صنعتی» و «زیرساختی» (برخلاف تصور رایج که اغلب زنان را به حوزه‌های نرم و خدماتی محدود می‌کند) نه ممکن است و نه سودآور. ورود او به حوزه «پهپادهای صنعتی»، کلیشه «زن و کار فنی» را در عمل و نه در شعار، شکسته است.

دوم: تمرکز بر «نیاز واقعی صنعت بزرگ» به جای «ایده جذاب شخصی»، ریسک شکست بازار را کاهش می‌دهد. شرکت او مشتری خود را از پیش تعیین کرده بود: صنعت برق کشور.

سوم: رقابت در عرصه‌های بین‌المللی (مانند بریکس و GITEX) علاوه بر اعتبارآفرینی، به کریدوری برای بازاریابی بین‌المللی و جذب سرمایه خارجی تبدیل می‌شود. این برای شرکت‌های ایرانی که از تحریم رنج می‌برند، راهبردی هوشمندانه است .

نمونه دوم: فهیمه دخانچی؛ از تخم‌مرغ تا پودر صادراتی

مشخصات کسب‌وکار

فهیمه دخانچی، مدیرعامل ۴۵ ساله یک کارخانه فرآوری مواد غذایی در تبریز است. او به عنوان «اولین صادرکننده پودر تخم‌مرغ در ایران» شناخته می‌شود و چندین بار به عنوان کارآفرین برتر استان آذربایجان شرقی انتخاب شده است. محصولات شرکت او شامل پودر تخم‌مرغ (Whole Egg Powder)، مکمل‌های ورزشی و پروتئینی، انواع خمیر یوفکا (خمیر آماده شیرینی)، باقلوا و کیسه‌های کاغذی صنعتی می‌شود .

اهمیت «پودر تخم‌مرغ» در زنجیره تامین صنایع غذایی، کمتر شناخته شده است. تخم‌مرغ تازه، فسادپذیر است و حداکثر یک ماه قابلیت نگهداری دارد. اما پودر تخم‌مرغ (که از خشک‌کردن اسپری تخم‌مرغ پاستوریزه به دست می‌آید) تا دو سال بدون نیاز به زنجیره سرد قابل نگهداری است و در صنایع شیرینی‌پزی، شکلات‌سازی، غذای آماده، و حتی تولید خوراک دام و فرآورده‌های دارویی کاربرد گسترده‌ای دارد .

راه‌اندازی خط تولید پودر تخم‌مرغ توسط یک زن در تبریز، خود به تنهایی یک تحول اقتصادی محسوب می‌شود؛ چراکه تا پیش از این، کل صنعت تخم‌مرغ ایران (با تولید سالانه حدود یک میلیون تن) عمدتاً به صورت خام و فله صادر می‌شد و ارزش افزوده آن نصیب کشورهای دیگر (ترکیه، امارات) می‌شد.

ابعاد شغلی و اشتغالزایی

کارخانه فهیمه دخانچی، مستقیماً ۳۵۰ نفر را به کار گرفته و به طور غیرمستقیم برای بیش از سه برابر این تعداد (حدود ۱۰۰۰ نفر) در زنجیره تامین (مرغداری‌ها، حمل و نقل، بسته‌بندی و…) ایجاد شغل کرده است . شرکت او با تبدیل محصولی فسادپذیر (تخم‌مرغ) به محصولی با ارزش افزوده بالا و ماندگار، نه تنها ضایعات کشاورزی را کاهش داده، بلکه امکان صادرات به کشورهای همسایه را تسهیل کرده است.

تحلیل مسیر و چالش‌ها

دخانچی کسب‌وکار خود را بیش از دو دهه پیش، همراه با همسرش آغاز کرد . این نکته مهمی است: بسیاری از زنان کارآفرین موفق ایرانی، مسیر را در قالب «کسب‌وکار خانوادگی» و با مشارکت همسر یا برادران آغاز می‌کنند. این الگو، ضمن ایجاد مشروعیت اجتماعی برای فعالیت اقتصادی زن، امکان «تقسیم کار جنسیتی» در کسب‌وکار را فراهم می‌کند (زن مسئول واحد تولید و مرد مسئول واحد بازرگانی).

اما مهم‌ترین مانعی که دخانچی در مصاحبه خود به آن اشاره می‌کند، «بی‌اعتمادی فرهنگی» به توانمندی زنان در مدیریت و مشاوره است. او صراحتاً می‌گوید: «این نگاه سنتی باید در چارچوب‌های آموزشی و در درون خانواده تغییر کند» . تاکید او بر «آموزش خانواده» ناظر بر این واقعیت است که بسیاری از محدودیت‌های زنان، نه در قوانین که در ذهنیت‌ها و انتظارات اجتماعی ریشه دارد.

دخانچی بر «همبستگی زنان» تاکید ویژه‌ای دارد و معتقد است زنان باید از طریق اعتماد و همکاری متقابل، بر چالش‌ها غلبه کنند . این همبستگی، دقیقاً همان «راهبرد جمعی» است که در چارچوب نظری این مقاله به آن اشاره شد.

نمونه سوم: مریم مکتبی؛ استاد، غول آموزش آنلاین

مشخصات کسب‌وکار

مریم مکتبی، بنیان‌گذار و مدیرعامل پلتفرم آموزش آنلاین «استاد» (Ostad) است. آنچه به عنوان یک رویا در یک آپارتمان کوچک تهران با یک کامپیوتر ساده آغاز شد، امروزه به بزرگترین پلتفرم آموزشی آنلاین ایران تبدیل شده است .

پلتفرم «استاد» که فعالیت خود را حدود یک دهه پیش آغاز کرد، اکنون بیش از یک میلیون دانش‌آموز و دانشجو را تحت پوشش قرار می‌دهد و در بیش از ۱۰ کشور منطقه (از جمله افغانستان، عراق، تاجیکستان) فعالیت دارد . زمینه فعالیت این پلتفرم، ارائه کلاس‌های آموزشی زنده و آفلاین در تمامی مقاطع تحصیلی و کنکور، آموزش زبان، برنامه‌نویسی و مهارت‌های دیجیتال است.

مسیر موفقیت: عبور از سه بحران

مریم مکتبی در مصاحبه‌های خود، مسیر پرپیچ و خم راه‌اندازی یک استارتاپ فناورانه در ایران را روایت کرده است. او با سه مانع اساسی روبرو بوده است :

اول، شکاکیت سرمایه‌گذاران: در سال‌های اولیه، هیچ سرمایه‌گذار خطرپذیری حاضر نبود به ایده «آموزش آنلاین در ایران» اعتماد کند. بازار ایران عادت به پرداخت برای «محتوای فیزیکی» (کتاب، کلاس حضوری) داشت و مفهوم «محتوا و سرویس دیجیتال» برای سرمایه‌گذاران ناشناخته بود.

دوم، مقاومت سنتی‌ها: معلمان و موسسات آموزشی سنتی، پلتفرم «استاد» را تهدیدی برای کسب‌وکار خود می‌دانستند و در محافل صنفی و رسانه‌ای، به آن حمله می‌کردند.

سوم، محدودیت‌های زیرساختی: اینترنت پایدار و پرسرعت در همه جای ایران در دسترس نیست و عادت به پرداخت الکترونیک نیز هنوز همگانی نشده بود. اینها چالش‌های تکنولوژیک جدی برای یک پلتفرم آنلاین محسوب می‌شوند.

با این حال، کرونا یک «شوک مثبت» به کسب‌وکار او وارد کرد. تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها در سال ۱۳۹۹، میلیون‌ها کاربر را ناگهان به سمت پلتفرم‌های آموزش آنلاین کشاند و «استاد» که سال‌ها برای چنین روزی زیرساخت ساخته بود، توانست از این فرصت تاریخی حداکثر استفاده را ببرد.

تحلیل استراتژیک

موفقیت مریم مکتبی در چهار عامل کلیدی ریشه دارد:

۱. صبر راهبردی (Strategic Patience): او سال‌ها پیش از آنکه بازار به بلوغ برسد، روی زیرساخت سرمایه‌گذاری کرد. این در شرایطی است که اکثر استارتاپ‌های ایرانی به دلیل فشار سرمایه‌گذاران برای سودآوری سریع، دچار افق کوتاه‌مدت هستند.


۲. تمرکز بر کیفیت محتوا: برخلاف بسیاری از پلتفرم‌های آموزشی که صرفاً «بازار دوطرفه» (معلم و شاگرد) را به هم متصل می‌کنند، «استاد» روی فرآیند تضمین کیفیت و استانداردسازی محتوای آموزشی سرمایه‌گذاری کرده است.

۳. بومی‌سازی فناوری: پلتفرم او برای اینترنت ناپایدار ایران بهینه شده و امکان تماشای آفلاین، دانلود محتوا و مصرف با حداقل پهنای باند را فراهم می‌کند.

۴. رهبری زنانه مشارکتی: روایت‌های کارمندان «استاد» نشان از سبک رهبری مشارکتی و همدلانه مریم مکتبی دارد که با سبک غالب «فرماندهی-کنترلی» در اکثر شرکت‌های ایرانی تفاوت اساسی دارد. این سبک رهبری که در پژوهش‌ها با عنوان «مدیریت تحول‌آفرین زنانه» شناخته می‌شود، بر توانمندسازی کارکنان، ارتباطات باز و ایجاد معنای جمعی در کار تاکید دارد.

تحلیل تطبیقی و نتیجه‌گیری

سه نمونه بررسی شده در این مقاله، با وجود تفاوت در حوزه فعالیت (فناوری سخت، صنعت غذایی، فناوری نرم)، دارای الگوهای مشترک قابل توجهی هستند که می‌تواند برای خط‌مشی‌گذاری و برنامه‌ریزی توانمندسازی اقتصادی زنان در ایران مفید باشد:

نخست: همگی مسیر کارآفرینی خود را با «شناسایی یک خلأ اقتصادی واقعی» آغاز کرده‌اند؛ نه با «ایده‌ای انتزاعی و احساسی». دکتر کرمی نیاز صنعت برق به پایش هوشمند خطوط را هدف قرار داد. فهیمه دخانچی مشکل فسادپذیری تخم‌مرغ و خروج ارزش افزوده از کشور را شناسایی کرد. مریم مکتبی شکاف عمیق بین تقاضای انبوه آموزش باکیفیت و عرضه محدود و متمرکز جغرافیایی آن را دریافته بود. این «واقع‌گرایی اقتصادی» مهم‌ترین درس برای زنان کارآفرین جوان است.

دوم: در غیاب زیرساخت‌های رسمی حمایتی، همگی از «سرمایه اجتماعی جایگزین» بهره برده‌اند: تیم علمی نخبگان برای کرمی، مشارکت همسر برای دخانچی، و شبکه فارغ‌التحصیلان دانشگاهی برای مکتبی. این واقعیت نشان می‌دهد که «سرمایه اجتماعی» نقشی حیاتی و جبران‌کننده در موفقیت زنان کارآفرین ایرانی ایفا می‌کند.

سوم: همگی راهبرد «تدریج‌گرایی» و «انباشت گام‌به‌گام اعتبار» را پیش گرفته‌اند. هیچ‌کدام یک شبه موفق نشده‌اند. دخانچی بیش از دو دهه وقت صرف کرده است. مکتبی سال‌ها منتظر بلوغ بازار ماند. کرمی با نمایش در رویدادهای بین‌المللی، اعتبار فنی شرکتش را اثبات کرده است.

چهارم: آنها در عین کنشگری اقتصادی، مراقب «مشروعیت اجتماعی» خود نیز بوده‌اند. هیچ‌کدام برچسب‌های «فمنیست رادیکال» را نپذیرفته و هیچ‌کدام نقش‌های سنتی مادری و همسری را انکار نکرده‌اند . این «تعادل‌سازی هوشمندانه» میان ایفای نقش‌های سنتی و پیشبرد اهداف شغلی، یکی از مهم‌ترین مهارت‌های زنان کارآفرین موفق در بستر فرهنگی ایران است.

و سرانجام، آنچه این سه نمونه را از «استثناهای تاییدکننده قاعده» فراتر می‌برد، اثبات این واقعیت است که زنان کارآفرین ایرانی نه «قربانیانی منفعل» که «کنشگرانی خلاق و مقاوم» هستند. آن‌ها با ابتکار عمل خود، محدودیت‌ها را به فرصت تبدیل می‌کنند. آمار رو به رشد زنان مدیر دانش‌بنیان در ایران (از ۱۰۹۲ به ۲۲۵۰ نفر) نشان می‌دهد که ما در آستانه یک «نسل‌پردازی» (generational shift) در کارآفرینی زنان ایران هستیم. نسل جدید دختران جوان ایرانی، دیگر منتظر تغییر قوانین از بالا نیستند؛ آن‌ها با ابزارهای فناوری، سرمایه اجتماعی هوشمندانه و روحیه جمع‌گرایانه، خود در حال نوشتن روایت تازه‌ای از «زن، زندگی، کارآفرینی» در این سرزمین هستند.

گردآورنده : نازنین شرافتی


منابع

· Sarfaraz, L. (2017). Women’s Entrepreneurship in Iran: Role Models of Growth-Oriented Iranian Women Entrepreneurs. Springer.
· Emadi, N. (2024). Experiences of Iranian Women Entrepreneurs in the ICT Sector. Master’s Thesis, Memorial University of Newfoundland.
· Sadrnabavi, F., & Daneshvar, H. (2023). Lived experiences of successful women entrepreneurs (SMEs) in Iran: a feminist phenomenological study. Qualitative Research in Financial Markets, 15(5), 712-731.
· Pars Today. (2024, December 24). Iranian women’s display of power: Production of specialized drones, biofeedback inventions, creation of cell banks.
· Iran Daily. (2024, December 23). Leading woman entrepreneur shares challenges of own career.
· LinkedIn Post. (2024). Mariam Maktabi, founder of Ostad.
· Jinha Agency. (2025, June 11). Horaman: Women owned bakery in Sanandaj.


اشتراک گذاری:

zananeshaghel

عضویت در خبرنامه

درخبرنامه ما عضو شوید

جهان‌آگاه یعنی همین لحظه تصمیم بگیری
خبرنامه‌ی «زنان شاغل» پل تو به زندگی مدرن، امنیت و توانمندی است
سه زبان، هزاران ایده، یک خانواده‌ی بزرگ
امروز عضو شو، فردا بساز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *